خرید بک لینک
Your slept eyes at that coer of town are awake. Night screams it’s silence perfumed to breeze of your remembrance. Here I am, thinking about you. Slept with your remembrance. And you feel me well that think about me calmly, even better than moonlight. Even better that sunshine. When sun rises, you’re back and perfume of your thought is balm for the silence rooms of sleepers. And I feel you well. You, an elixir of all the sad hearts. You, alive heart for the tired eyes. And you, nice perfume of awakening. I نگاه آرمیده تو در آن گوشه از شهر بیدار است. شب سکوت خویش را معطر به نسیم یاد تو فریاد می زند. همین جا من نشسته ام. به یاد تو. با یاد تو آرمیده ام. تو خوب می فهمی بودنم را که چه آرام می اندیشی مرا. حتی قشنگ تر از مهتاب. حتی قشنگ تر از آفتاب. روز که می شود، تو بر می گردی و عطر اندیشه ات مرهم آرمیده های اتاق های سکوت می شود. من خوب می فهمم بودنت را. ای اکسیر هر چه دل غمگین. ای زنده دل چشمان خسته. و ای عطر خوش بیداری. پا به پای بودنت خواهم بود. will be until your being.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 11:30

La la la la la la... Dance me to your beauty with a buing violin برقص آر مرا تا زیباییت با نوای سوزاننده ویولون Dance me through the panic till I'm gathered safely in برقص آر مرا در میان بیم و هراس تا در آرامش قرار گیرم Lift me like an olive branch and be my homeward dove بلند کن مرا مانند شاخه های زیتون و پرنده ی من باش که به خانه باز می گردد Dance me to the end of love Dance me to the end of love برقص آر مرا تا انتهای عشق Oh let me see your beauty when the witnesses are gone آه بگذار تا زیباییت را ببینم زمانی که همه شواهد مرده اند Let me feel you moving like they do in Babylon بگذار حرکتت را حس کنم مانند آنها که در بابل احساس کردند Show me slowly what I only know the limits of به آرامی نشانم ده آنچه را که تنها مرزهایش را می شناسم Dance me to the end of love Dance me to the end of love برقص آر مرا تا انتهای عشق Dance me to the wedding now, dance me on and on برقص آر مرا تا جشن عروسی ، برقص آر مرا ، برقص آر Dance me very tenderly and dance me very long برقص آر مرا خیلی نرم و برقص آر مرا خیلی طولانی We're both of us beneath our love, we're both of us above هر دوی ما زیر نفود عشقمان هستیم، هر دوی ما در اوجیم Dance me to the end of love Dance me to the end of love برقص آر مرا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 11:30

زن عشق می کارد و کینه درو می کند دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مفتخر به داشتن چهار همسر هستی برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان که بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ادامه مطلب

برچسب: کارد, نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:10

عمری کهدلبہ دست تو دادم عزیز دل عھد بتان گذشت وتو تنھا بت منی چرا تا شکفتم... چرا تا تو را داغ بودم نگفتم چرا بی هوا سرد شد باد... چرا از دهان حرف هایِ من ا ف تاد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:10

بازکن پنجره را ونگاه کن به تولد دوباره زمین، گوش کن به نغمه شادی پرندگان، باز کن پنجره را تا خانه ات پرشود از بوی بهار تاخانه ای نوشود از حس نوروز تمامی حروف را اگر واژه به واژه و سطر به سطر کنار هم بچینم ویا تمامی قافیه هارا ردیف کنم باز هم به گرد پایت نخواهم رسید سیست نمی کنمادامه مطلب

برچسب: باور, نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 8:48

پاییز.. دلم را آشوب می کند! و من هنوز قانعم! به سجده هایِ عاشقی، به واژه هایِ سادگی، به تار و پودِ زندگی، و به هر چیزِ زیبایی، که دلم را در برابرِ دلت، قرص نگه می دارد! ♥ جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲♥ 10:47 ♥ ایمان جانکی بور ♥ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن سن 17 سالگي : نشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

Your slept eyes at that coer of town are awake. Night screams it’s silence perfumed to breeze of your remembrance. Here I am, thinking about you. Slept with your remembrance. And you feel me well that think about me calmly, even better than moonlight. Even better that sunshine. When sun rises, yادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

دریاچه دله پاک و نجیبی دارد

چندیست که حالت عجیبی دارد

این موج که سربه ص

خره ها می کوبد

با من چه شباهت غریبی دارد

♥ دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۵♥ 18:30 ♥ ایمان جانکی بور ♥

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

حلالم كن اگر دوري ، اگر دورم اگر با گريه مي خندم حلالم كن كه مجبورم نگو عادت كنم بي تو كه ميدوني نمي تونم كه ميدوني نفس هامو به ديدار تو مديونم ♥ دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۵♥ 18:32 ♥ ایمان جانکی بور ♥ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

من که رفتم بنشینید و ... هوارم بزنید باد هم آگهـــی مرگ مرا خواهد برد بنویسید که: "بد بودم" و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم ... سیر شدم پنجـــه در هر چه کـه من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟! خبـــر مرگ مرا طعنــــه به یــــارم بزنید آی! آنها! که به بی برگی من می خندید! مردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

ایمان جانکی بور 28 ساله اهل ابادان ساکن دبی 00971509452229

اما من و تو
دور از هم مي پوسيم
غمم از وحشت پوسيدن نيست
غمم از زيستن بي تو دراين لحظه پر دلهره است
ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست
از سر اين بام
اين صحرا اين دريا
پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو اين غم شيرين را
با خود خواهم برد ...

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

La la la la la la... Dance me to your beauty with a buing violin برقص آر مرا تا زیباییت با نوای سوزاننده ویولون Dance me through the panic till I'm gathered safely in برقص آر مرا در میان بیم و هراس تا در آرامش قرار گیرم Lift me like an olive branch and be my homeward dove بلند کن مرا مانند شاخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی